مرندی: به دستور موسوی، وزرا به هاشمی گزارش می‌دادند
نوشته شده توسط : محفوظ
پنهان نیوز:به گفته وزیر بهداشت دولت میرحسین، "به دلیل تفکر جناحی آقای نخست‌وزیر با دستور وی، وزرا تمامی گزارشات خود را به آقای هاشمی ارائه می‌دادند و اگر قرار بود مطالبی خارج از هیأت دولت منتقل شود تنها مرجع، رئیس مجلس وقت، آقای هاشمی رفسنجانی بود."

با صدای بلند نخست‌وزیر را خطاب قرار دادم که من آدم احمق و دیوانه‌ای نیستم، دوباره حرفم را پس بگیرم. مهندس موسوی اظهار داشت: اگر از پست وزارت استعفا ندهی از شما برای کسب رأی اعتماد حمایت نخواهم کرد و برای اولین بار برای حل مشکل برخلاف گذشته موضوع من را به آیت‌الله خامنه‌ای واگذار کردند.در دیدار خصوصی با رئیس‌جمهور وقت، ایشان بعد از شنیدن مستندات فرمودند که من هم موافق استعفای تو نیستم...
به گزارش پایگاه خبری پنهان، دکتر سید علیرضا مرندی نماینده اصولگرای مجلس با سابقه مبارزه علیه رژیم پهلوی از عناصری بود که ناخواسته وارد کار اجرایی شد و در دو مقطع حساس در دولت مهندس موسوی و هاشمی رفسنجانی پست وزارت بهداشت را به یدکی می کشید. گفت و گوی زیر ناگفته های علیرضا مرندی درباره حمایت های امام راحل از دولت و واکاوی دیدگاه مهندس موسوی در برخورد با جناح مقابل در دولت است.

ایران: قبل از پیروزی انقلاب، چه فعالیت‌هایی علیه رژیم پهلوی داشتید؟ 
پدرم کارمند استانداری اصفهان و از شخصیت‌های مبارز علیه رژیم شاه بود که به این واسطه با تبعیت از راه پدرم خصوصاً در دوران دانش‌آموزی علیه حکومت پهلوی فعالیت می‌کردم اما آغاز دوران فعالیت و تلاش مختصر انقلابی من با قبولی در رشته پزشکی در دانشگاه تهران شروع شد.
در سال‌های بعد از کودتای ۲۸‌مرداد ۱۳۳۲ امکان فعالیت سیاسی زیادی در دانشگاه وجود نداشت اما دانشجویان آزادیخواه و فعال با حضور در میتینگ‌های حزبی و تظاهرات‌هایی که جبهه ملی و نهضت آزادی و دیگر احزاب علیه حاکمان زور ترتیب می‌دادند اعتراض خود را به وضع موجود اعلام می‌کردند من در حالی که عضو رسمی تشکل‌های فعال علیه رژیم پهلوی مانند نهضت آزادی و جبهه ملی نبودم اما به طور مستمر در جلسات و برنامه‌های عمومی این تشکل‌ها شرکت می‌کردم.
همزمان با آغاز مبارزات علنی حضرت امام(ره) علیه حکومت پهلوی در خرداد ۴۲ اقدام به توزیع اطلاعیه و متن سخنرانی حضرت امام کردم با همراهی تعدادی از دانشجویان با دعوت از نیروهای مبارز انقلابی مانند شهید مطهری، مرحوم راشد و مهندس بازرگان مراسم‌های مذهبی و کلاس اخلاق اسلامی با دید مبارزاتی در کوی دانشگاه برگزار می‌کردیم.
همزمان با حادثه ۱۵ خرداد ۴۲ ساواک به این جلسات حساس شد و با حمله به کوی دانشگاه براساس لیست قبلی ۳۰ نفر از دانشجویان از جمله من را دستگیر و به پادگان جمشیدیه منتقل کردند.
در طول دوران بازداشت با کمترین امکانات بهداشتی و رفاهی زندگی می‌کردیم و با دستگیر شدن افراد جدید و انتقال آنها به آسایشگاه در پادگان فوق فضای زندگی سخت‌تر می‌شد بعد از ۷۰ روز مقاومت حکم آزادی ما صادر و توانستم با شرکت در امتحانات جبرانی دانشگاه در شهریورماه، سال ششم دانشگاه را به پایان برسانم. برای دوره انتری به سپاه بهداشت معرفی شدم که محل مأموریتم یکی از روستاهای شهرستان گلپایگان انتخاب شد. در جلسه معارفه که با حضور فرماندار گلپایگان برگزار شد، سخنران خطاب به من گفت: «شما افتخار دارید که لباس ارتش شاهنشاهی را بر تن کردید» در پاسخ به آن فرد تأکید کردم من هیچ‌گاه چنین افتخاری نمی‌کنم.به خاطر اعلام این مواضع من را توبیخ و مؤاخذه کردند تا آخر خدمت همیشه تمام مسائل تحت‌الشعاع این جریان بود که نمونه آن روز افتتاح پروژه ساخت مدرسه بود که فرماندار گلپایگان با سپردن کلنگ، گفت: به نام شاهنشاه آریامهر کار را شروع کن، که برخلاف نظر آن شخص با صدای بلند به نام پروردگار کلنگ زدم که به همین دلیل مورد بازخواست قرار گرفتم.در کل کار خارق‌العاده‌ای نمی‌کردیم اما با عدم تملق‌گویی از شاه موجب آزرده‌خاطر شدن مسئولین محلی و افسران ژاندارمری منطقه می‌شدیم در مقابل هر گونه تلاشی که برای آگاهی مردم از جنایت‌های رژیم ستمشاهی انجام می‌دادیم این افراد ما را مورد بازخواست قرار می‌دادند.
در اواخر خدمت در سپاه بهداشت خبر رسید که یکی از نیروهای ژاندارمری قصد تجاوز به خانم‌های روستا را داشته است من سراسیمه به ژاندارمری رفتم و سیلی محکمی بر صورت ژاندارم فوق زدم.
متأسفانه با پرونده‌سازی و گزارش دروغ که ژاندارمری علیه من صادر کرد و با شکایتی که آن مأمور حکومتی از من انجام داد، دادگاهی در فرمانداری نظامی اصفهان تشکیل و بنده را محاکمه کردند و قرار شد یک هفته بعد حکم صادره دادگاه به من ابلاغ شود که خوشبختانه با دریافت بورسیه از دانشگاه‌های امریکا به سرعت کارهای خروجی خود و خانواده‌ام را انجام دادم و همان روزی که حکم دادگاه به خانه پدری من در اصفهان ابلاغ شد به ایالات متحده برای ادامه تحصیل رفتم که آنها با تحت فشار قرار دادن و بازداشت پدرم به دنبال بازگشت من به ایران بودند که طبیعتاً این اتفاق انجام نشد.

با توجه به دیدگاه ضدامریکایی (امپریالیستی) شما و پدر بزرگوارتان چرا به سمت تحصیل در ایالات متحده گرایش پیدا کردید؟
موقعیت تحصیل در رشته پزشکی در آن زمان فقط در ایران و ایالات متحده ممکن بود و راهی به جز این دو انتخاب برای دانشجویان رشته پزشکی وجود نداشت. پس از اتمام تحصیلات در دانشگاه تهران مرحوم دکتر قریب پیشنهاد دستیاری خود را که نهایت آرزوی بنده بود به من دادند اما در آن زمان دستیاری درآمدی نداشت و وضعیت مالی من به گونه‌ای بود که بدهکاری زیادی به مردم داشتم. در نهایت پیشنهاد دکتر قریب را رد کردم و ایشان به من توصیه کردند که برای ادامه تحصیل به امریکا بروم اما نکته قابل تأمل این است بخاطر شرایط سیاسی امکان تحصیل در ایران برای من بسیار سخت بود.

آیا در ایالات متحده به دانشجویان ایرانی بها می‌دادند؟
در اواسط دهه ۶۰ میلادی متأسفانه اکثر مردم امریکا هیچ شناختی از ایران نداشتند و عمدتاً ایران و عراق را یک کشور می‌دانستند. ایرانی‌ها را عرب خطاب می‌کردند.
در ۳ مسئله کلی راجع به ایرانی اطلاعات داشتند و این موارد: گربه ایرانی، فرش ایرانی و شاه ایران بود که به واقع از موقعیت ژئوپلتیک ایران اطلاع نداشتند و نمی‌دانستند ایران در کدام گوشه جهان قرار دارد که با ترسیم این اطلاعات متوجه می‌شویم که دانشجویان ایرانی خصوصاً مسلمان در انزوا قرار داشتند.

فعالیت‌های سیاسی و انقلابی شما در ایالات متحده چگونه بود؟
با کتاب‌های اسلامی و نوارهای سخنرانی افراد انقلابی که از ایران به دست ما می‌رسید در منزل شخصی اقدام به تأسیس یک کتابخانه اسلامی کردم که با اضافه کردن کتاب‌های عمدتاً اعتقادی، پایگاه مناسبی برای مطالعه دانشجویان و اندیشمندان مسلمان ایرانی به وجود آمده بود. در آن زمان به اتفاق دوستان، انجمن پزشکان ایرانی مقیم امریکا و کانادا را تأسیس و به همراه دوستان اقدام به فعالیت انقلابی علیه رژیم پهلوی می‌کردیم که این انجمن در آینده منشأ خدمات شایسته به نظام اسلامی شد.

درباره روند انتخابتان در دولت میرحسین موسوی بفرمایید؟
بعد از پیروزی انقلاب دوستان از ایران پیام ارسال می‌کردند که در حال حاضر انقلاب اسلامی به شما احتیاج دارد. در آن زمان مرحوم دکتر سامی توصیه کردند به علت کمبود امکانات به ایران برنگردم. اما من قبل از فرمایش ایشان مدارک تحصیلی‌ام را به دانشگاه ملی (شهید بهشتی) و وزارت بهداری ارائه داده بودم که اگر نیاز به من بود به عنوان دانشیار بنده را استخدام کنند. بر این اساس در روز ۱۳ آبان ۱۳۵۸ به ایران بازگشتم و بعد از مدتی وزیر بهداری وقت مرحوم زرگر پیشنهاد ریاست انجمن حمایت از کودکان را به من داد. اما من با ارائه این دلیل که با برد فوق تخصصی در رشته پزشکی نمی‌توانم کار اداری را انجام دهم از انجام این مسئولیت سرباز زدم. اما دکتر زرگر اشاره کرد که انقلاب اسلامی در اینجا به تو احتیاج دارد که بعد از آن ابتدا معاون آموزشی و پژوهشی وزارت بهداشت شدم و بعد از استعفای دکتر ولایتی معاونت درمان این وزارتخانه نصیب بنده شد. اما با شروع جنگ تحمیلی و فشارهای زیاد دچار عارضه قلبی شدم و به همین دلیل از خدمت در وزارت بهداری استعفا دادم.
بعد از دو سال فعالیت در دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی در بهمن سال ۶۱ با اصرار دکتر منافی وزیر سابق بهداری به معاونت بهداشت وزارت بهداری منصوب شدم که بعد یک سال و نیم تلاش در این پست با عدم رأی اعتماد مجلس به دکتر منافی حکم سرپرستی این وزارت در سال ۶۳ از سوی نخست‌وزیر به من ابلاغ شد.
مهندس موسوی من را به عنوان وزیر پیشنهادی بهداری به مجلس معرفی کرد اما من در جلسه‌ای که با نخست‌وزیر وقت داشتم اذعان کردم که از هیچ نظری خود را شایسته این پست نمی‌دانم و زمانی که مهندس موسوی به اعتراض‌های من عکس العملی نشان نداد خدمت حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رفتم و عرایضم را به ایشان گفتم اما ۲ روز بعد مهندس موسوی بدون توجه به درخواست‌های مکرر بنده من را به مجلس معرفی و من به عنوان وزیر بهداری انتخاب شدم.
بعد از یک سال خدمت شبکه بهداشت و درمان را تأسیس و برای تحقق شعار حمایت از محرومین و مستضعفین حضرت امام (ره) تلاش کردم و برای خدمت به مردم فقیه ؟ تأسیس شبکه بهداشت و درمان (خانه بهداشت) به دولت ارائه کردم که آن‌ها به علت کمبود بودجه این طرح را تصویب نکردند. اما با توجیه شدن نمایندگان مجلس، آنها با اجرای آزمایشی آن در استان‌های مختلف موافقت کردند، که موفقیت این طرح موجب شد که برای سال بعد بودجه این طرح را به دو برابر افزایش دهند.

رفتار مقام معظم رهبری در دفاع همه جانبه از دولت ادامه راه امام در حمایت از دولت‌های مختلف است؟ درباره حمایت‌های امام از دولت‌های مختلف توضیحاتی بفرمایید؟
امام راحل به عنوان مسئول اصلی پیشبرد اهداف انقلاب و کشور همواره به دنبال بازکردن موانع پیشرو در مقابل دولت‌ها بود با تمام ناملایماتی که برای حضرت امام توسط افراد مختلف در بدنه دولت‌ها پیش می‌آمد ایشان تلاش می‌کرد این مشکلات را از پیش روی این دولت‌ها بردارد.
در مورد بنی‌صدر امام شناخت عمیق از او داشت اما از هیچ تلاشی برای موفقیت بنی‌صدر دریغ نکرد و فرصت کافی را برای انجام مسئولیت به بنی‌صدر دادند به طور کل به دلیل منش امام(ره) در حمایت از دولت‌ها ایشان تا آخرین لحظه که خیانت بنی‌صدر برای مردم برملا نشده بود نظر شخصی خود را اعلام نکرده و از او حمایت کرد چرا که امام(ره) اجازه دادند مردم بلوغ لازم سیاسی را کسب و تصمیم درست را خودشان بگیرند.

حمایت امام(ره) از دولت‌های آقای میرحسین موسوی چگونه بود؟
در زمان دولت میرحسین موسوی امام با سعه صدر از بروز اختلافات جلوگیری می‌کردند و دست دولت را برای اقدامات گسترده باز گذاشتند و در مورد کارهای دولت از اظهارنظر شخصی دوری می‌کردند.
در آن زمان حضرت آقا به عنوان رئیس‌جمهور با کارها و انتخاب‌های آقای موسوی موافق نبود اما امام (ره) برای پیشبرد کارها دست نخست‌وزیر را باز گذاشتند.ما به عنوان وزیر، زمانی که با آقای نخست‌وزیر مشکلی پیدا می‌کردیم که حل آن موضوع از دست مهندس میرحسین موسوی به عنوان نخست‌وزیر خارج بود ایشان ما را به جای رئیس‌جمهور به رئیس‌مجلس ارجاع می‌دادند که امام در مقابل این جریان در میان جمع عمومی سکوت می‌کرد.
آیا امام دولت را مدیریت می‌کرد؟
دولت در انجام فعالیت‌هایش مستقل بود و اما هرجا دولت از ایشان کمک می‌خواست، امام از دولت حمایت می‌کرد و برای رفع مشکلات هر قدمی که به نفع نظام بود بر می‌داشتند.

دلیل حمایت امام(ره) از موسوی چه بود؟
دلیل خاصی نداشت، استراتژی امام در دهه اول انقلاب حمایت از دولت‌های مختلف برای خدمت هرچه بهتر دولت به مردم بود کما این که امام ابتدا از دولت مهندس بازرگان و بنی‌صدر حمایت می‌کرد زمانی که شهید بهشتی و دیگران از بنی‌صدر شکایت می‌کردند امام(ره) بر علیه بنی‌صدر صحبت نمی‌کرد. اما در کل حضرت امام خمینی عملاً دخالت مستقیم در کارها و فعالیت‌های دولت انجام نمی‌دادند که این موضوع در تمام دوران حیات با برکت ایشان مشهود است.

رابطه شما به عنوان وزیر با رئیس‌جمهور وقت (مقام معظم رهبری) چگونه بود؟
به طور متداول حضرت آقا هر هفته با شرکت در هیأت دولت،‌ریاست جلسه را برعهده می‌گرفتند اما در بقیه موارد ریاست جلسه هیأت وزیران به عهده آقای مهندس موسوی بود.

اگر با رئیس‌جمهور ارتباط می‌گرفتید از طرف نخست وزیر مؤاخذه می‌شدید؟
مهندس موسوی هیچ گاه در مسائلی که خارج از چارچوب اختیاراتش بود ما را به حضرت آقا ارجاع نمی‌داد بنابراین اگر مشکلی پیدا می‌کردیم مجبور بودیم با آقای هاشمی در میان بگذاریم.
از نظر قانون رئیس‌جمهور اختیارات زیادی داشت اما به دلیل تفکر جناحی آقای نخست‌وزیر، نظرات مقام معظم رهبری در مورد دولت اجرا نمی‌شد و نهایتاً با دستور نخست‌وزیر، وزرا تمامی گزارشات خود را به آقای هاشمی ارائه می‌دادندو اگر قرار بود مطالبی خارج از هیأت دولت منتقل شود تنها مرجع، رئیس مجلس وقت، آقای هاشمی رفسنجانی بود.

رابطه مجلس با دولت در زمان دولت مهندس میرحسین موسوی را تبیین بفرمایید؟
رابطه مجلس با دولت جناحی بود به علت این که من متعلق به جناح چپ (خط سوم) نبودم بشدت تحت فشار گروه‌های سیاسی قرار داشتم در آن زمان دفتر تحکیم وحدت به عنوان یکی از بازوهای سیاسی جناح چپ با نامه‌نگاری به مهندس موسوی با طرح این مطالب که وزیر بهداشت به فلان دکتر بیش از یک میلیون حقوق می‌دهد درصدد تضعیف روحیه من و کناره‌گیری از پست وزارت بود که مهندس موسوی باارسال عین نامه از من خواست که به این شبهات پاسخ بدهم. من با بازگوکردن این مطالب که فرد مورد نظر تنها جراح قلب در کشور است که شبانه‌روز در بیمارستان قلب با تعرفه دولتی اقدام به جراحی بیماران می‌کند که این درآمد حاصل تلاش‌های او در راه خدمت‌رسانی به مردم است پاسخ روشنی به موسوی دادم اما در ادامه دفتر تحکیم در نامه دیگری خطاب به نخست‌وزیر اعلام کرده بود که وزیر بهداشت با پارتی‌بازی زمینه انتقال ۳۸ دانشجو به تهران را فراهم کرده است. در همان حال نخست‌وزیر تحقیق نکرده بنده را مورد اتهام قرار داد که اهل پارتی‌بازی هستم که من با ارائه تمامی اسناد و مدارک نشان دادم که چند نفر از دانشجویان انتقالی فرزندان وزرا بودند که با مخالفت من برای انتقال مواجه شده بودند و در نهایت با دستور شخص نخست‌وزیر این امر تحقق یافته بود اما هیچ شواهدی دال بر این که من با انتقال غیرقانونی یک دانشجو موافقت کرده باشم وجود نداشت اما به دلیل عدم گرایش سیاسی من به خط سوم که بشدت در مجلس و دولت فعال بودند مورد موج تهمت و افترا قرار می‌گرفتم.

خاطره‌ای از دوران خدمت در پست وزارت بهداشت در دولت مهندس موسوی بیان کنید که نشان از اختلاف خط فکری شما با جناح چپ آن دوران بود؟
در زمانی که قرار بود برای سومین بار از مجلس رأی اعتماد بگیرم از مهندس موسوی به دلیل مشکلات سیاسی و فشار جناح چپ تقاضای استعفا کردم. در جلسه‌ای که من برای تقاضای استعفا با مهندس موسوی گذاشتم برای اولین بار شروع به تمجید از کارهای من کرد که تو بهترین وزیر من هستی و بزرگترین وزارتخانه را به خوبی اداره می‌کنی. از پائین‌ترین سطح نیرو در وزارت بهداشت تا فوق متخصص و اساتید را طوری تربیت کردی که بتوانی توسعه همه‌جانبه به سطح درمان در کشور بدهی، در پایان مهندس موسوی اشاره کرد با تأسیس دانشگاه‌های علوم پزشکی در استان‌های مختلف کمک شایانی به افزایش سطح بهره‌وری پزشکی در جامعه انجام شده است.
پس از این جلسه، تصمیم گرفتم به وزارتخانه بازگردم و برای فائق آمدن بر مشکلات با همکاری دوستان و اساتید محکم کار کنم.
بعد از یک هفته به دفتر نخست‌وزیر (احضار) شدم و مهندس موسوی بدون هیچ مقدمه‌ای از من خواست که استعفایم را بنویسم! در حالی که از این موضوع شوکه شده بودم به نخست‌وزیر اشاره کردم بعد از آن جلسه که من با گریه تقاضای استعفا کردم با تجلیل از من اجازه استعفا به من را ندادید حالا بعد از یک هفته چه موضوعی پیش آمده که من باید استعفا کنم. اگر دلیل کارتان (تقاضای استعفای من) را شفاف بگویید همین الآن این کار را خواهم کرد.
مهندس موسوی گفت: همین که هست، که با اصرار من بعد از چند دقیقه لب به سخن گشود و اظهار داشت: به دلیل عدم رعایت موارد بهداشتی در بیمارستان‌ها شکایت به دست ما رسیده است.
در پاسخ موسوی اشاره کردم: اگر شما گزارش مکتوبی دال بر غیربهداشتی بودن بیمارستان‌ها دارید استعفا می‌دهم.
البته مهندس موسوی استدلال مکتوبی در این رابطه نداشت و به من گفت: اگر در پست وزارت بهداشت ابقا شوی برخی افراد من را تحت فشار می‌گذارند و کاری از دست من برنمی‌آید.
با صدای بلند نخست‌وزیر را خطاب قرار دادم که من آدم احمق و دیوانه‌ای نیستم. دوباره حرفم را پس بگیرم. مهندس موسوی اظهار داشت: اگر از پست وزارت استعفا ندهی از شما برای کسب رأی اعتماد حمایت نخواهم کرد و برای اولین بار برای حل مشکل برخلاف گذشته موضوع من را به آیت‌الله خامنه‌ای واگذار کردند.در دیدار خصوصی با رئیس‌جمهور وقت، ایشان بعد از شنیدن مستندات فرمودند که من هم موافق استعفای تو نیستم.
در جلسه رأی اعتماد مجلس، مهندس موسوی برای اینکه رأی لازم کسب نکنم در دفاع از وزرای پیشنهادی در مورد من اشاره کرد که مرندی خودش باید از برنامه‌ها و شیوه کارش دفاع کند که این اولین باری بود که یک نخست‌وزیر اینگونه از وزیرش دفاع می‌کرد که در نهایت این رفتارها موجب شد که من کمترین رأی لازم را در بین وزرا برای ورود به دولت کسب کنم.

با توجه به شناختی که از آقای موسوی داشتید پیش‌بینی اینگونه رفتار بعد از انتخابات از وی داشتید؟
اصلاً این طور فکر نمی‌کردم. با تمام بی‌مهری‌هایی که ایشان نسبت به من روا داشت زمانی که دوره خدمت دولت چهارم به پایان رسید به دفتر پاستور میرحسین موسوی رفتم و از وی به دلیل اینکه من را به نوکری نظام واداشت قدردانی کردم. البته از اختلافات ایشان با حضرت آقا خبر داشتم ولی به عنوان فردی که در معیت وی به ملت ایران خدمت کردم همواره احترام خاصی برای موسوی قائل بودم.
مهندس موسوی دو روز قبل از انتخابات سال گذشته درباره اختیارات عمده سیاست خارجی و مسائل امنیتی کشور که تصمیم‌گیری آن به عهده مقام معظم رهبری است با مجله تایم مصاحبه می‌کند. او در پاسخ خبرنگار اشاره می‌کند جبهه‌ای گسترده از مردم که در جریان قبل از انتخابات شکل گرفته است برای کاهش قدرت اجرایی ولی فقیه، رهبر را تحت فشار خواهد گذاشت و خبرنگار پرسیده بود اگر به عنوان رئیس‌جمهور انتخابات شدید چه اتفاقی خواهد افتاد که مهندس موسوی اظهار داشته که ریاست جمهوری جزیی از یک نقشه است این تازه اول کار است و این ماجرا پایانی ندارد.
در این رابطه برای مهندس موسوی توسط دوستان اصلاح‌طلب مجلس پیغام دادم و از وی خواستم این موضوع را تکذیب بکند- آقای تابش کپی مجله را برای آقای موسوی برد. شنبه ۸ روز بعد از انتخابات مهندس موسوی به من زنگ زد و گفت این قضیه مصاحبه که شما در مجلس بین نمایندگان به آن اشاره کردید، چیست؟ گفتم شما مصاحبه‌ای با مجله تایم انجام داده‌ای و در آن به مسائلی اشاره کرده‌ای که موجب آشوب در جامعه شده است. برای جبران آن اطلاعیه صادر کن و از این موضوع تبری بجو که موسوی در جواب بنده اشاره کرد من رسانه‌ای برای اعلام پیام ندارم. اگر بگذارند از طریق تلویزیون با مردم صحبت کنم شاید به این موضوع اشاره کنم.در پایان به موسوی گفتم اگر من را قبول داری توصیه برادر کوچک خود را عمل کن که انجام این کار موجب عاقبت به خیری شما می‌شود که مهندس موسوی در نهایت هیچ عکس‌العملی نشان نداد.

عباس بخشی استوار




:: موضوعات مرتبط: سیاسی , ,
:: بازدید از این مطلب : 337
|
امتیاز مطلب : 20
|
تعداد امتیازدهندگان : 6
|
مجموع امتیاز : 6
تاریخ انتشار : 23 خرداد 1389 | نظرات ()
مطالب مرتبط با این پست
لیست
می توانید دیدگاه خود را بنویسید


نام
آدرس ایمیل
وب سایت/بلاگ
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

آپلود عکس دلخواه: